شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
416
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
" ذكر پادشاهى اردشير بن بابك " ( * 1 ) - لها غرّة من تحت . . . : او داراى پيشانى سفيد ( نورانى ) است كه از زير مويش ( نمايان شده است ) همانند صبحى كه از زير بالهاى سياه شب ظاهر مىشود . اگر او در روزگار يوسف مىبود ، قلبهاى مردان بريده مىشد نه دستان زنان . ( * 2 ) - خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً : نطفه را علقه ( خون بسته ) آفريديم . آيه 14 سوره 23 ( المومنون ) . ( * 1 / 2 ) - آساى : آسا : زيور ، زيب ، آرايش ، زينت / وقار ، ثبات ، تمكين ، آهستگى / هيبت و صلابت . ( دهخدا ) . در اينجا وقار و آهستگى مناسبتر مىنمايد ، اگرچه معانى ديگر نيز دور از ذهن نيست . ( * 3 ) - الانسان بنيان اللّه : آدمى بنيان نهاده شده ( توسط ) خداوند است . به عبارت ديگر پايه و اساس وجود انسان را خداوند نهاده است . اصل اين حديث اين گونه ذكر شده است : الآدمى بنيان اللّه ، ملعون من هدم بنيانه . ( خلق يكسر همه نهال خدايند / هيچ نه بركن از اين نهال و نه بشكن ) ( ناصر خسرو ) . ( * 4 ) - اللّيل حبلى لست تدرى ما تلد : شب آبستن است و نمىدانى چه زايد بدان مثل كه شب آبستن است روز از ؟ ؟ ؟ و * ستاره مىشمرم تا كه شب چه زايد باز حافظ ( * 5 ) - عذار كالطّراز على الطّراز . . . : رخسارى همانند نقش و نگار حاشيه لباس ( زيبا بود ) و به حقيقت نه از روى مجاز ماه تمام بود ( در زيبايى ماه كامل بود ) اگر سجده كردن [ بر غير خدا ] جايز مىبود ، او را سجده مىكرديم اما به اين كار اجازه داده نشده است . ( * 6 ) - هوّن الامر تعش . . . : كار را ( بر خود ) آسان بگير ، اگر آسان بگيرى در راحتى زندگى